بانگه ی وازي روناکي

فراخور نور (بانگه وازی نور)

من بر آنم که می شود جهان لبریز از سرور باشد

می شود زندگی از هر چه رنج و پریشانی، دور باشد

می شود اگر آدمی آگاه و بهوش باشد

می شود  اگر آدمی از شراب عشق مدهوش باشد

ای حق باوران عالم، تا کی بیگانگی و جداسازی؟

تا کی دلتنگ نشستن در سایه سار تاریکی ها؟

وقت است که برخیزیم و راهی سرمنزل مقصود شویم

اینک راه خدا که میدرخشد مانند برف در زیر آفتاب

شعله های کانون حق، زبانه می کشد.

تنها اوست که می تواند زندگی را گرمی و روشنی بخشد

از برق خنده نگاه او شب تیره رنگ خواهد باخت

و از آفتاب سرشار خواهد شد

تنها در پرتو عشق حق می توان به مقصد رسید

پس بیایید عاشق شویم تا رستگار گردیم.