رونق تولید ملی | پنج‌شنبه، ۱ اسفند ۱۳۹۸

داستانک بی مو - نمایش محتوای تولیدات ویژه

 

 

داستانک بی مو

همینطوری که توی آینه نگاه میکرد،متوجه شد که دیگه مویی روی سرش نمونده. چند ماهی بود که به خاطر توموری که توی مغزش داشت،شیمی درمانی می کرد.

توی سن پانزده سالگی تمام موهای سرش ریخته بود. کیفش رو برداشت،باید به مدرسه می رفت.

باخجالت وارد کلاس شد.وقتی سرش روبلند کرد،اشک توی چشماش جمع شد.

تمام همکلاسی هاش موهای سرشون رو از ته تراشیده بودندتادوستشون تنها پسر بی موی کلاس نباشه.