رونق تولید ملی | پنج‌شنبه، ۱ اسفند ۱۳۹۸

روزابری من - نمایش محتوای تولیدات ویژه

 

 

روزابری من

صبح صدای ساز دهنی آمد. توی رختخوابم غلت زدم و به پنجره نگاه کردم. هوا مثل صبح نبود، چون همه جا پر از ابرهای تو در توی بنفش و صورتی بود.

ابرها با صدای ساز دهنی می رقصیدند و دامن پف پفی شان را باز و بسته می کردند.

کسی که ساز دهنی می زد دور شد و ابرها ایستادند.

بلند شدم، دست و صورتم را شستم و بعد به آشپزخانه رفتم. مادرم کنار سماور برایم لقمه گرفت و به پنجره باز نگاه کرد و گفت: ((چه آسمانی! چه ابرهایی! ))

گل های رو میزی حرکتی کردند و ریش جارو تابی خورد. شیر روی گاز بالا آمد...