عبدالرحمن شکور

متولد ۱۳۵۷ شهرستان مهاباد، پاییز ۱۳۶۴ اولین گام برای کسب علم و دانش را با ثبت نام در دبستان ابوذر غفاری مهاباد برداشتم و ۲۱ شهریور ۱۳۸۹ از پایان نامه کارشناسی ارشد در رشته زبان و ادبیات فارسی با عنوان «شکار در ادب فارسی» دفاع نمودم. از همان کودکی عاشق شعر و ادب کردی بودم و در طی دوران تحصیلی راهنمایی به آزمون و خطا در سرودن اشعار کردی دست زدم. خوراک روحی ام مطالعه کتب و اشعار شاعران و نویسندگان کرد و فارس از کلاسیک تا نوپردازان عرصه ادب بود و هست. در کنار شعر کم کم داستان سرایی و ترجمه را تجربه کردم و اولین داستان کوتاه را به سبک رئالیسم جادویی در پرداختن به برشی از زندگی زنده یاد استاد قاله‌مه‌ره نوشتم. نوشته‌ها و سروده‌هایم همه دست نوشته‌اند و هنوز در خصوص انتشار آنها تصمیم نگرفته‌ام . هر چند برخی از سروده‌ها در مجلات و ماهنامه‌های داخلی و خارجی نظیر ئاوینه، سیروان، رامان، زیلان و ... چاپ شده‌اند و تعدادی را در وبلاگ‌های شخصی‌ام به عزیزان تقدیم نموده‌ام. بهار سال ۱۳۸۰ همگام شد با ورود بنده به صداوسیمای مرکز مهاباد و در رسانه گرم و دوست‌داشتنی رادیو شروع به خدمت نمودم. نوسیندگی برای برنامه‌های رادیویی گام اول خدمتم در رسانه ملی بود. سال ۱۳۸۳ در کنار نویسندگی، امر ویراستاری متون رادیویی و تهیه کنندگی برنامه‌ی ده‌نگی ئاوایی به اینجانب محول گردید. تجربه کاری دیگر اینجانب فعالیت در سیمای مرکز است. در کنار نوشتن برخی برنامه‌ها، ترجمه متن سریالهای مختلفی از جمله: مدار صفر درجه، مرگ تدریجی یک رویا، شهریار، راز ققنوس، ارمغان تاریکی و ... برای دوبله به کردی و پخش در شبکه‌‌ي جهانی سحر و سیمای مرکز مهاباد انجام داده‌ام. در حال حاضر همراه با کار نویسندگی برخی متون رادیویی نظیر کانیاو ادب، ترجمه برای واحد دوبله، ویراستاری متون، تهیه کنندگی برنامه روتین ده‌نگی ئاوایی، سرپرستی واحد هماهنگی و پشتیبانی صدا و کارشناسی ارزیابی برنامه‌های رادیویی را بر عهده دارم. رادیو و کار در رسانه، به ویژه کار در حیطه زبان و ادب را دوست دارم و صادقانه به آن عشق می‌ورزم. در پایان می‌گویم: خدایا! حکمت قدمهایی را که برایم بر‌می‌داری بر من آشکار کن تا درهایی را که به سویم می‌گشایی، ندانسته نبندم و درهایی که می‌بندی به اصرار نگشایم. به سربلندی ایران عزیز و به سرافرازی هم‌وطنانم، همه‌ی شما را دوست دارم.