رونق تولید ملی | جمعه، ۹ اسفند ۱۳۹۸

پو به مدرسه می رود - نمایش محتوای تولیدات ویژه

 

 

پو به مدرسه می رود

ببری که مدرسه را خیلی دوست داشت، از شنیدن حرف های پو خیلی ناراحت شد.

صورتی ریزه میزه گفت: ((من مدرسه را دوست ندارم یعنی فکر می کنم ما عروسک ها نباید مدرسه را دوست داشته باشیم.))

دم دراز نفس عمیقی کشید و گفت: ((فکر می کنم صورت ریزه میزه درست می گوید، درس خواندن خیلی سخته ما کارهای سخت را نمی توانیم انجام بدهیم.))

رورو کوچولو فریادی از خوشحالی کشید و گفت: ((من مدرسه را خیلی دوست دارم فکر می کنم ما هم می توانیم به مدرسه برویم.))

پو گفت:(( بهتر است همه ی ما پیش کریستوفر برویم و در این مورد از او کمک بگیریم.))

بعد همه ی بچه ها دوان دوان پیش کریستوفر رفتند...