پیتر پسر پرنده

سال قبل در شهر لندن دختری به نام جان با خانواده اش زندگی می کرد. او علاقه زیادی به شنیدن قصه داشت. در یکی از شب ها در حالی که مادرش برایش قصه می خواند به خواب رفت. جان در خواب دید که دزدان دریایی  او را زندانی کردند و قبل از اینکه بتواند کلمه ای بگوید رئیس دزدان(کاپیتان هوک) دستور داد که او را در گونی کرده و به کشتی هوایی خودش ببرند و سپس کشتی به سوی سرزمین افسانه ها به پرواز درآمد. وقتی کشتی لنگر انداخت جان آهسته به بیرون نگاه کرد و شنید که کاپیتان هوک به دزدان گفت...  

Loading the player...